سلام  به همه خوب امروز  اومدیم که  برای 18 ماه  این  وبلاگ رو  تعطیل  کنیم

من یکی از دوستای  حاج  علی  ارور  هستم  (0261) با اجازه  از علی جونم میخواستم آخرین  پست  امسال این  وبلاگ رو  بدم

البته  شاید  هم  خودم این وبلاگ رو  به روز  کنم

و اما  دلیل بسته  شدن  :

حاج  علی  مشرف  به  خدمت مقدس  سربازی  شده  و امروز  فردا دیگه  حرکت  میکنه به سمت  پادگان

از همه  بازدید کنندهای وبلاگ هم  تشکر  کرد  و منم  شعر  زیر رو  آماده  کردم  برای  همه  دوستان

امیدوارم  که  علی  و  علی  هایی که  در آینده  برای مدتی از  اینترنت  دور میشوند  فراموش  نشوند

قربان  همه …

در تب و تاب رفتنم                                  به فکر راهی شدنم
تو ای همیشه همسفر                                 مرا شناختی تو اگر

مرا پس از من بنویس، به هرکس از من بنویس

تو هوای هر نفس ، هر نفس از من بنویس

مرا به دنیا بنویس، همیشه تنها بنویس

به آب و خاک ، آتش و باد ، برای فردا بنویس

تو جان من باش و بگو، به یاد من باش و بگو

میلاد من باش و بگو ، جانان من باش و بگو

نفس اگر امان نداد ، روی خوشی نشان نداد

رفت و دوباره برنگشت ، مرا دوباره جان نداد

دست و زبان من تو باش ، نامه رسان من تو باش

حافظه ی تبار من ، نام و نشان من تو باش

بگو حکایت مرا، قصّه ی هجرت مرا

توشه ای از غزل ببخش ، راه زیارت مرا

نفس اگر توان نداد ، مرا دوباره جان نداد

به این همیشه ناتمام ، زمان اگر امان نداد

تو جان من باش و بگو ، زبان من باش و بگو

بر سر گلدسته عشق ، اذان من باش و بگو

بگو که مثل من کسی ، به پای عشق سر نداد

از آن سوی آبی آب خبر نشد ، خبر نداد

تو جان من باش و بگو ، به یاد من باش و بگو

میلاد من باش و بگو ، جانان من باش و بگو

و  خاتمه  این  پست  :

تشکر  از حاج بهروز  کمالیان  که توی این مدت  خیلی  چیز ها رو  به  علی یاد  داد  و  علی  هم  به  من (0261)  یاد  داد

قربان  همه

بوس بای  :X:X:X:X:X:x

فرستادن دیدگاه